سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
بهمن 1388 - طرّه ی آشفتگی</ti><html> <head> <title>بهمن 1388 - طرّه ی آشفتگی

 

طره آشفتگی را احتیاج شانه نیست

 


چند نفر مرغ؟!!!!

سلام
هنگام خوردن ناهار داشتم به این موضوع فکر می کردم که برای سیر شدن شکم ما ، روزانه چند نفرمرغ! باید به جمع ویلچر سواران بپیوندند!!!!!

مرغ!


واژه های کلیدی : ناهار، مرغ، خوردن، ویلچر

چهارشنبه 28 بهمن 88

كلك مشكين تو : ‍



خدایان کوه المپ

سلام
دوست بسیار عزیزم مدیر وبلاگ سر سودا سوالی مطرح کرده بودند که  در این پست می خواهم پیرامون آن سوال  و خدایان در باور یونانیان باستان بنویسم.
 یونانی ها معتقد نبودند که خدایان کائنات را آفریده اند بلکه بر این باور بودند که کائنات خالق خدایان هستند. آسمان و زمین پیش از به وجود آمدن خدایان شکل گرفته و پدر و مادر بودند و تیتان ها(1) فرزندان آنها بودند و خدایان دیگر نوه هایشان
تیتان ها در گذشته های دور فرمانروایان و ابر قدرتهای جهان هستی بودند.آنها کوه پیکر و از نیروی باورنکردنی برخوردار بودند. تعداد آنها بسیار بود اما فقط نام عده کمی از آنها در داستانهای اساطیری آمده است.مهمترین خدای یونان کرونوس نام داشت که درزبان لاتین ساتورن نامیده می شود. این خدا تا زمانی که پسرش زئوس او را از تخت خدایی به زیر کشید و خود قدرت رابه دست گرفت بر تمامی خدایان فرمانروایی می کرد.دیگر خداوندان تیتانی بزرگ عبارت بودند از : اوسه آن یا اقیانوس، رودخانه ای که می پنداشتند دنیا را دور می زند؛ همسرش تتیس؛هیپریون پدر خورشید، ماه و سپیده دم؛نیموزینه یا میموزینه که حافظه معنی میدهد؛ تمیس که آن را معمولا عدالت ترجمه می کنند؛ یاپتوس که به خاطر پسرانش اطلس که دنیا را روی شانه هایش نگه می داشت پرومتئوس  که ناجی نوع بشر بود شهرت و اهمیت یافته است. از میان تمام خدایانی که با آمدن زئوس از میان نرفتند بلکه اهمیت کمتری پیدا کردند . از میان خدایانی که جانشین خدایان تیتانی شدند ، دوازده المپ نشین بزرگ از قدرت و مرتبتی والا و خارق العاده برخوردار بودند. این خدایان را به این سبب المپی یا المپ نشین می نامند که کوه المپ یا المپوس منزلگه و جایگاهشان بود.طبق باور اینان کوه المپ در منطقه ای اسرار آمیز وناشناخته و بالاتر از تمامی کوههای دنیا قرار دارد. شاید بتوان آن را با کوه قاف در ادبیات عرفانی خودمان قیاس کرد.
آن دوازده المپ نشین خانواده ای خدایی به وجود آورده بودند که عبارت بودند از:
1-زئوس یا ژوپیتر که فرمانروای کل و خدای خدایان بودو دو برادرش که پس از او قرار داشتند یعنی 2-پوزئیدن یا نپتون و 3-هادس یا پلوتو4-هستیا یا وستا که خواهر آنان بود5-هرا یا جونو که همسر زئوس یود6-آرس یا مارس پسر آنها  و بقیه فرزندان زئوس که عبارتند از :7-آتنا یا مینروا8-آپولو 9- آفرودیت یا ونوس 10-هرمس یا مرکوری 11-آرتمیس یا دیانا و12 –هفااستوس یا ولکان که گاهی او را پسر زئوس معرفی می کنند.
برای کسب اطلاعات بیشتر کتاب سیری در اساطیر یونان و رم نوشته ادیت همیلتون ترجمه ی عبدالحسین شریفیان را معرفی می کنم.


(1)Titans  خدایان کوه پیکری بودند که خدایان کوه المپ آنها را منقرض کردند و خود جانشین آنان شدند


 


????


واژه های کلیدی : زئوس، پوزئیدن، نپتون، -هادس، پلوتو، هستیا، وستا، هرا، آرس، مارس، آتنا، مینروا، آپولو، ونوس، مرکوری، آرتمیس، دیانا، هفااستوس، تیتان

سه شنبه 20 بهمن 88

كلك مشكين تو : ‍



نگاهی کوتاه به کتاب خرد و کلان ولتر

سلام
داشتم کتاب خرد و کلان ولتر (1)را می خواندم . کتاب بسیار جالبی است که با نگاه به کتاب سفرهای گالیور جاناتان سویفت نوشته شده است البته از نظر تخیل و غنای هستی شناسی بر این کتاب برتری دارد.داستان این این گونه آغاز می شود که یکی از ساکنان ستاره شعرا برای تماشای زمین می آید. قد او 500000پا است . او در سر راه خود به یکی از ساکنان زحل برخورد می کند که چون قدش فقط چند هزارپا است بسیار اندوهگین است. ساکن شعرا از ساکن زحل می پرسد که چند حس دارد و او در پاسخ می گوید که ما فقط 72 حس داریم  و همیشه از کمی این حواس اندوهگینیم.بعد می پرسد:عمر متوسط شما در زحل چقدر است؟
-افسوس که عمر ما بسیار ناچیز است عده ی کمی از ساکنان کره ما 15000سال عمر می کنند تازه شروع به یاد گیری می کنیم که ناگهان مرگ به سراغ ما می آید!
هنگامی که این دو در کنار دریا ایستاده بودند، یک کشتی می بینند .ساکن شعرا آن را مانند حشره ای از زمین بلند می کند و روی ناخن خود میگذارد .این عمل باعث وحشت کشتی نشینان می شود. کشیشان کشتی دست به دعا و استغاثه بر می دارند ، ملاحان بد وبیراه می گویند و فیلسوفان برای توضیح و تاویل این انحراف از قانون جاذبه، فرضیه می سازند!
ساکن شعرا خطاب به آنان چنین می گوید:
ای ذرات هوشمندی که خدا با آفریدن شما خواسته است  قدرت و حکمت خود را نشان دهد، شکی نیست که شما در روی زمین از خوشی و لذت خالص برخوردار هستید زیرا مادیات جلوی شما را نگرفته است و ظاهرا ماده در شما از روح کمتر است بنا براین باید زندگی شما با محبت و تفکر سپری گردد که لذات واقعی یک روح کامل است.من سعادت واقعی را هیچ کجا پیدا نکرده ام اما بدون تردید محل آن همین جاست!
یکی از فیلسوفان چنین پاسخ می دهد:
ما برای شقاوت و جنایت مواد کافی در دست داریم ...برای مثال همین حالا که ما با هم گفتگو می کنیم عده ی زیادی از ما در حال جنگ با عده ای دیگر هستند و بلاخره هریک از آنها قاتل و یا مقتول خواهد شد و این امر تقریبا در تمام نقاط زمین از قدیم معمول بوده است.
ساکن شعرا که از این سخنان عصبانی شده بود فریاد می زند:
ای بدبختها!
می خواهم تمام شما جنایتکاران مسخره را زیر پا له کنم!
فیلسوف در پاسخ می گوید:
بیخود زحمت نکشید! آنها کاملا می دانند که چگونه همدیگر را از بین ببرند...!


بد نیست که این داستان را بخوانید...


 کره زمین




(1)فرانسوا-ماری آروئه (به فرانسوی:‎François Marie Arouet ‏)‏ که بعدها نام ولتر (به فرانسوی:‎Voltaire ‏)‏ را بر خود نهاد به سال 1694در پاریس دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در مدرسه لوئی کبیر به اتمام رسانید و بعد به انجمنی به نام تمپل پیوست و سپس به شاگردی یکی از قضات دادگستری فرانسه درآمد. پس از چندی جایزه آکادمی فرانسه به وی تعلق گرفت.
در سال 1715اشعاری بر ضد فیلیپ دوم از خاندان اورلئان سرود که باعث تبعید وی از فرانسه گشت. پس از چندی مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد ولی دوباره مورد اتهام قرار گرفت و به زندان باستیل فرستاده شد. پس از رهایی از زندان اقبال به ولتر روی آورد و زندگیش قرین آسایش گشت.
 ولتر به سال 1723منظومه‌های هنریاد (به فرانسوی:‎La Henriade ‏)‏ را که درباره سلطنت هانری چهارم بود انتشار داد و در 1724نمایش‌نامه‌ای را در پاریس به معرض تماشا گذاشت. در سال 1725بر اثر پیش‌آمدی مجبور گشت پاریس را ترک گفته و به انگلستان برود. در این زمان بود که با چند تن از شعرای انگلیسی آشنا گشت و مقالاتی به زبان انگلیسی منتشر کرد. وی به سال 1729به پاریس مراجعت کرد و تراژدی بروتوس (به فرانسوی:‎Brutus ‏)‏ را نگاشت و در سال 1748نمایشنامه سمیرامیس (به فرانسوی:‎Sémiramis ‏)‏ را به قصد رقابت با کره‌بیون حریف خود نوشت و در سال 1759کتابی با نام ساده‌دل (کاندید) یا خوش‌بینی یا (به فرانسوی:‎Candide ou l"Optimisme ‏)‏ به چاپ رساند که در اروپا بسیار محبوب شد. در سال 1776به انتقاد از آثار شکسپیر پرداخت و قطعات ایرن (به فرانسوی:‎Irène ‏)‏ و آگاتوکل (به فرانسوی:‎Agathocle ‏)‏در آن زمان نگاشته شده‌است.
 از کارهای تحقیقی وی می‌توان تاریخ روسیه و فرهنگ فلسفی و عصر لویی چهاردهم را نام برد. از آثار دیگر او می‌توان مرگ قیصر و دوشیزه اورلئان را نام برد. ولتر در 30مه 1778به علت کار و خستگی زیاد بدرود زندگی گفت. 


واژه های کلیدی : کتاب خرد و کلان ولتر، ستاره شعرا، زحل، کشیشان، فیلسوفان، قدرت و حکمت، سفرهای گالیور، جاناتان سویفت

سه شنبه 13 بهمن 88

كلك مشكين تو : ‍



هنگام تماشای فیلم 'آواتار' به این مسائل توجه کنید

سلام
امروز فیلم "آواتار" را دیدم.این فیلم مشهورتر از آن است که بخواهم راجع به کارگردان، فیلمنامه، هزینه، فروش و ... بنویسم .البته متخصصان و نقادان مقالات بسیار کامل و مشروحی در باره این فیلم نوشته اند من فقط خواستم بگویم که بد نیست هنگام تماشای این فیلم به این مسائل توجه کنید:
1- آواتار در باور هندوان به معنی حلول روح خدایان در کالبد خاکی است.
2- ارتباط تنگاتنگ وحیاتی بین جانوران، گیاهان و ناوی ها(ساکنین سیاره پاندورا) و هماهنگی بین آنها بسیار قابل تامل است.
3- شباهت ناوی ها از نظر نوع  آداب و رسوم ،زبان ، سلاح و نوع  سواریشان بر جانورانی اسب سان به سرخ پوستان غیر قابل انکار است و به نوعی کشف قاره امریکا وکشتار سرخ پوستان  به روایت سینمای علمی تخیلی است.باید این نکته را هم اضافه کرد که در تمام فیلم نوعی عرفان سرخ پوستی جریان دارد.
4- نقش اول فیلم بی  شباهت به نقش اول فیلم "رقصنده با گرگ " نیست.
5- تقابل تمام طبیعت در مقابل تمام تکنولوژی در آخر فیلم بسیار پرمعنی است.
6- بالا رفتن ناوی ها از ریشه های  معلق در هوا برای رام کردن پرندگان دایناسور مانند و سواری بر آنها، به نوعی تکامل روحی و هماهنگی کامل روح و جسم اشاره دارد وپس از آن پرواز...
7- پرش جک از پرنده خودش بر روی پرنده عظیم الجثه که در سطح پایین تری پرواز می کرد می تواند به رهایی و بریدن از همه ی  آنچه  که هست اشاره داشته باشد و پس از آن تسلط برهمه ی موجودات
8- پناه بردن ناوی ها به مکان مقدس ودست به دامان قدرتهای  ماوراالطبیعه شدن  بعد از شکست اولیه در مقابل مهاجمان
9- حلول روح جک در جسم ناوی شبیه سازی شده اش در آخر فیلم و وداع با جسمی معلول که با تکیه بر اندیشه و عشق به عنوان یک ناجی مطرح می شود گفتنی های فراوان دارد…
مطمئنا مواردبی شماری است که من متوجه نشدم خوشحال خواهم شد که برایم دریافت خودتان رابنویسید.


 


فیلم آواتار


واژه های کلیدی : عشق، هندوان، اندیشه، فیلم آواتار، حلول روح، ناوی، پاندورا، سرخپوستان، امریکا، تقابل طبیعت و تکنولوژی

جمعه 9 بهمن 88

كلك مشكين تو : ‍



واما موسیقی...


 



   مدتهاست که بین علما و فقها بحث حرام وحلال بودن موسیقی مطرح است و در این بین مقلدان موسیقی دوست مانده اند چه کنند؟برای روشن شدن موضوع به  دفتر پنجم مثنوی معنوی رجوع می کنیم ،آنجا که خویشان مجنون او را به جهت عشق لیلی سرزنش می کنند و می گویند که در شهر زیباتر از لیلی فراوان است:


بهتر از وی صد هزاران دلربا
هست هم‌چون ماه اندر شهر ما


مجنون در جواب می گوید که صورت لیلی برای من مانند کوزه است و زیبایی مانند شرابی است الهی که درآن  کوزه پنهان است:


گفت صورت کوزه است و حسن می
می، خدایم می‌دهد از نقش وی


خداوند از این کوزه به  شما سرکه می دهد تا شما عاشق نباشید ونتوانید مراتب عاشقی را طی کنید


مر شما را سرکه داد از کوزه‌اش
تا نباشد عشق اوتان گوش کش


در ادامه حضرت مولانا برای تشریح اینکه چگونه یک پدیدار و یا واقعیت می تواند دو بعد متضاد داشته باشد اینگونه مثال می زند  که دریا مانند خیمه ای  است که برای مرغابی موجب حیات و زندگی بوده اما برای کلاغ مرگبار است


هست دریا خیمه‌ای در وی حیات
بط را، لیکن کلاغان را ممات


سپس زیبایی را مثال می آورد که برای یعقوب و زلیخا بی نهایت دلپذیر  بود اما همین زیبایی برای برادران غیر از کینه و غضب چیزی نداشت:


صورت یوسف چو جامی بود خوب
زان پدر می‌خورد صد باده ی طروب


باز اخوان را از آن زهراب بود
کان دریشان خشم و کینه می‌فزود


باز از وی مر زلیخا را سکر
می‌کشید از عشق افیونی دگر...


حالا چه ربطی بین موسیقی و این ابیات وجود دارد؟
موسیقی مانند همان کوزه ای است که برای یکی شراب است و برای یکی سرکه
موسیقی همان دریایی است که برای یکی مرگ است و برای یکی حیات
موسیقی همان زیبایی است که یکی را عاشق می کند و دیگری را حاسد و بدخواه
موسیقی همان...


میتوان اینگونه گفت که حرام و یا حلال بودن گوش دادن به موسیقی کاملا به نوع تربیت، ذهنیت و تداعی های ذهنی مخاطب مربوط است و این را کسی نمی تواند تشخیص بدهد مگر خود شنونده..


 


استاد حسین علیزاده



واژه های کلیدی : یوسف، علما، حرام وحلال بودن موسیقی، دفتر پنجم مثنوی معنوی، مجنون، لیلی، یعقوب، زلیخا

یکشنبه 4 بهمن 88

كلك مشكين تو : ‍




لیست کل یادداشت های این وبلاگ
یک آموزگار بر ابدیت اثر میگذارد
آیا من هم پیری کودک خواهم بود؟
فقط به پاییز می اندیشم...
آوار اندیشه های خود...
فتنه انگیز جهان غمزه ی جادوی توبود...
چگونه می توان در شعر هنجار شکنی کرد؟
[عناوین آرشیوشده]
  •  RSS 
  •  Atom 

  • خانه


  • پست الکترونیک

  • پارسی بلاگ



  • کل بازدید: 120655
    بازدید امروز : 10
    بازدید دیروز : 79



    وردیانی[234]

    طرّه ی آشفتگی

    پیوندهای روزانه
    شجریانی ها [76]
    فهرست موسیقی ایران [15]
    کتابخانه مجازی ایران [38]
    کتابناک [11]
    گفتگوی هارمونیک [10]
    لغت نامه دهخدا [60]
    گنجور [18]
    پایگاه سبطین [112]
    جستار [45]
    صادق هدایت [129]
    شعر سپید معاصر [94]
    کانون ادبیات ایران [67]
    کتاب شعر [97]
    شورای گسترش زبان فارسی [59]
    شعر نو [150]
    [آرشیو(31)]

    مطالب بایگانی شده
    دی 1387 [20]
    بهمن 1387 [26]
    اسفند 1387 [15]
    فروردین 1388 [13]
    اردیبهشت 1388 [12]
    خرداد 1388 [14]
    تیر 1388 [14]
    مرداد 1388 [8]
    شهریور 1388 [9]
    مهر 1388 [7]
    آبان 1388 [5]
    آذر 1388 [6]
    دی 1388 [4]
    بهمن 1388 [5]
    اسفند 1388 [4]
    فروردین 1389 [4]
    اردیبهشت 1389 [6]
    خرداد 1389 [6]
    تیر 1389 [3]
    تیر 89 [2]
    مرداد 89 [4]
    شهریور 89 [4]
    مهر 89 [6]
    آبان 89 [2]
    آذر 89
    بهمن 89 [2]
    اسفند 89
    اردیبهشت 90 [2]
    خرداد 90 [3]
    تیر 90 [4]
    مرداد 90 [5]
    شهریور 90 [4]
    مهر 90 [3]
    آبان 90
    آذر 90
    دی 90 [2]

    اشتراک در خبر نامه

     


    پیوند دوستان
    وبلاگ دیگرم(شور شعر)
    لبگزه-استاد واحدی
    ترنم - بوی جوی مولیان
    خورشید خانوم-مجتبی لطفی
    برگباد- مهدیه سلیمانی
    لبخند نیشخند زهرخند-آرش بابایی
    سرّ سودا
    برگ بی برگی-نازنین جمشیدیان
    این انبوه سیب خورها...-حسن شیرعلی
    دیدار تو رویا نیست-سالم پور احمد
    کی اف
    کلاغ راست مغز-ابراهیم نریمان
    ققنوس
    شروعی دوباره-محمدحسام الدین مقدس زاده کرمانی
    نشانی
    کلبه ی دوستی
    شعر چهار پاره-سیما خشنو






    وضعیت من در یاهو
    یــــاهـو
    آمار