سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
مرداد 1388 - طرّه ی آشفتگی</ti><html> <head> <title>مرداد 1388 - طرّه ی آشفتگی

 

طره آشفتگی را احتیاج شانه نیست

 

   1   2      >

به داد اخوان ثالث برسید!!!

سلام دوستان


دیروز افتخار داشتم که به زیارت مزار استاد سخن حکیم ابوالقاسم فردوسی بروم!


بزرگواری که تمام ملل دنیا آرزو دارندچنین شخصیتی هموطن آنان می بود تا در سایه آوازه بلند او بر سایر ملل فخر بفروشند! امامتاسفانه مواردی وجود داشت که بسیار باعث تاسف بود از جمله در ورودی آرامگاه امور نا تمام جاده سازی که معلوم بود مدتهاست رها شده منظره بسیار بدی ایجاد کرده بود آن هم در این فصل که باید جذابیت این مکان گردشگر بیشتری را به سوی خود بکشاند!


در داخل محوطه آرامگاه ، در ضلع شرقی کانال عمیقی حفر شده بود بدون کوچکترین حفاظ و مسائلی بی شمار از این قبیل...!


گذشته از همه این ها مزار مرحوم مهدی اخوان ثالث در ضلع شمالی محوطه بسیار محقر وغریب افتاده بود...!


نمی دانم متولیان امور فرهنگی نمی دانند یا نمی فهمند چقدر باید بگذرد که جامعه شاعری مانند اخوان ثالث به خود ببیند!


از تمامی شما دوستان اهل ادب وبلاگ نویس خواهش می کنم این غربت شاعرانه را در وبلاگشان منعکس نمایند تا شاید متولیان چشمانشان را بگشایند و به داد میراث فرهنگی برسند کما اینکه سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت چون بدجور سرها در گریبان است...!!! 



واژه های کلیدی : اخوان ثالث، آرامگاه فردوسی، امور فرهنگی

سه شنبه 27 مرداد 88

كلك مشكين تو : ‍



جای همه شما خالی!

سلام دوستان


جای همه شما خالی الان در مشهد مقدس هستم واز طرف همه تان نایب الزیاره!


شاید با نیابت از جانب شما بزرگواران زیارت این حقیر هم مقبول بیفتد...


چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پریشان تو را می‌شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند
از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند
اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می‌شناسند
کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند


قیصر امین پور



واژه های کلیدی :

یکشنبه 25 مرداد 88

كلك مشكين تو : ‍



تاب و تحمل شوق دیدارت را ندارم!

  سلام


شاید بارها و بارها این بیت از غزل مشهور سعدی به مطلع« بگذار تا مقابل روی تو بگذریم      دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم» را شنیده باشیم که


شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم


و به راحتی از کنار آن عبور کرده باشیم اما می خواهم عمیقتر به آن بنگریم.سعدی در این بیت می فرماید:وقتی از یکدیگرفاصله داریم شوق دیدار تو را دارم و وقتی به تو می رسم مورد ستم و نامهربانی ات قرار می‌گیرم اما برای من ظلم و ستم تو بهتر است چرا که تاب و تحمل شوق دیدارت را ندارم!


واقعا چطورمی توان اینگونه معنی را در کمترین واژگان آورد و طوری وانمود کرد که شاعر از یار به بدترین حالت ممکن- که جور و ستم باشد-  قانع است اما در اصل با کمی دقت می فهمیم که وصال یار را با زیرکی و ظرافت خاصی طلب می کند! این زیرکی سعدی در بکاربردن مفاهیم را در کمتر شاعری می توان یافت و به همین دلیل است که شعر سعدی سهل و ممتنع است ،یعنی آسان به نظر می آید اما نمی توان آن را تقلید  کرد، حتی حافظ با آن همه غزلهای زیبا و متعالی در این مورد و موارد مشابه نمی تواند مانند سعدی سخن بگوید وبی جهت نیست که سعدی لقب افصح المتکلمین را به خود اختصاص داده است.متاسفانه همین سهل و ممتنع بودن غزلیات سعدی و زیبایی های نهفته در آن - که به چشم همه نمی آید - باعث شده که مردم حتی زبان او را کمتر بشناسند و او را فقط با بوستان وگلستان و حد اکثر با چند غزل که در دوره تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه خوانده اند ارزیابی کنند و کمتر به سرغ اشعار ناب او- که واقعا شاهکارهای ادب پارسی است – بروند. 



واژه های کلیدی : حافظ، سعدی، شوق، سهل و ممتنع، افصح المتکلمین

شنبه 17 مرداد 88

كلك مشكين تو : ‍



عشق های رفتنی

سلام


غزلی جدید مرتکب شده ام


در چشمهایت روشنی را می شناسم
شب گفته ی نا گفتنی را می شناسم


با دستهای تو یکی شد دستهایم
من دستهای ناتنی را می شناسم


در باغ سبز خنده های مهربانت
گلبوسه های چیدنی را می شناسم


تو پاک وساده آمدی با من بمانی
من عشق های رفتنی را می شناسم


88/5/3



واژه های کلیدی : عشق، غزل، رفتن، چیدن، باغ

چهارشنبه 14 مرداد 88

كلك مشكين تو : ‍



آیا عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست!!!!؟؟؟؟

سلام


عشق از حرکت به سوی مطلوب شروع می شود وتا رسیدن به مطلوب ادامه پیدا می کند.بعد از رسیدن به مطلوب  دگردیسی محبت به عشق آغاز می شود و اینجاست که باید مرحله به مرحله از دوست داشتن عبور کرد و به دروازه های عاشقی نزدیک شد!


د کتر علی شریعتی دوست داشتن را از عشق برتر می بیند شاید به این دلیل که عشق خاص یک نفر است اما می شود همه را دوست داشت و در دیدگاه دکتر این عمومیت، دوست داشتن را در جایگاهی برتر از عشق می نشاند، اما من فکر می کنم که همه چیز را می توان دوست داشت اما نمی توان عاشق همه چیز بود!


 البته باید از این دیدگاه عارفانه گذشت که« عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست»!


عشق خیلی انحصارطلب است و همین انحصار و همه چیز را برای معشوق خواستن، از عاشق موجودی می سازد که حاضر به همه نوع فدا کاری برای معشوق می شود وحاضر است نباشد تا او باشد! بمیرد تا معشوق زنده بماند!


تمام معایب معشوق را عین زیبایی می بیند چرا که معشوق در عشق مستهلک شده و عشق چیزی به غیر از زیبایی نیست!


اگر بر دیده مجنون نشینی     به غیر خوبی لیلی نبینی


در عشق، وجود عاشق در معشوق و وجود معشوق در عاشق مستهلک می شوددر این بین دویی و دوگانگی وجود ندارد،همه عاشق است و همه معشوق است و همه عشق و در اینجاست که وحدت عشق و عاشق و معشوق شکل می گیرد!


اما به راستی چرا در روزگار ما عشق وجود ندارد اگر هم دارد از قلت در حکم کالمعدوم است!؟


هرچیزی که کاربردی شود از زیبایی می افتد، اگر با خنجر جواهر نشانی که در موزه نگهداری می شود، پیاز پوست بکنیم دیگر زیبایی آن را نخواهیم دید، چرا که کار برد آن برای ما در اولویت اول قرار می گیرد.عشق از مقوله زیبایی است و متاسفانه این زیبایی در روزگار ما کاربردی شده است. ممکن است دو نفر با عشق شروع کنند اما همین که جامعه برای قوام خودش، بر هر یک از عاشق و معشوق وظایفی بار کرد ،عاشقی کردن به نوعی تکلیف تبدیل می شود وانجام تکلیف کجا و عشق!؟


آیا به قول دکتر علی شریعتی واقعا عشق چیزی است مثل سرخک که بچه های گنده می گیرند تا نسل بشر ادامه پیدا کند؟!!!


 



واژه های کلیدی : عشق، معشوق، عاشق، علی شریعتی، زیبایی، وحدت، سرخک، بشر

شنبه 10 مرداد 88

كلك مشكين تو : ‍



   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
یک آموزگار بر ابدیت اثر میگذارد
آیا من هم پیری کودک خواهم بود؟
فقط به پاییز می اندیشم...
آوار اندیشه های خود...
فتنه انگیز جهان غمزه ی جادوی توبود...
چگونه می توان در شعر هنجار شکنی کرد؟
[عناوین آرشیوشده]
  •  RSS 
  •  Atom 

  • خانه


  • پست الکترونیک

  • پارسی بلاگ



  • کل بازدید: 120665
    بازدید امروز : 20
    بازدید دیروز : 79



    وردیانی[234]

    طرّه ی آشفتگی

    پیوندهای روزانه
    شجریانی ها [76]
    فهرست موسیقی ایران [15]
    کتابخانه مجازی ایران [38]
    کتابناک [11]
    گفتگوی هارمونیک [10]
    لغت نامه دهخدا [60]
    گنجور [18]
    پایگاه سبطین [112]
    جستار [45]
    صادق هدایت [129]
    شعر سپید معاصر [94]
    کانون ادبیات ایران [67]
    کتاب شعر [97]
    شورای گسترش زبان فارسی [59]
    شعر نو [150]
    [آرشیو(31)]

    مطالب بایگانی شده
    دی 1387 [20]
    بهمن 1387 [26]
    اسفند 1387 [15]
    فروردین 1388 [13]
    اردیبهشت 1388 [12]
    خرداد 1388 [14]
    تیر 1388 [14]
    مرداد 1388 [8]
    شهریور 1388 [9]
    مهر 1388 [7]
    آبان 1388 [5]
    آذر 1388 [6]
    دی 1388 [4]
    بهمن 1388 [5]
    اسفند 1388 [4]
    فروردین 1389 [4]
    اردیبهشت 1389 [6]
    خرداد 1389 [6]
    تیر 1389 [3]
    تیر 89 [2]
    مرداد 89 [4]
    شهریور 89 [4]
    مهر 89 [6]
    آبان 89 [2]
    آذر 89
    بهمن 89 [2]
    اسفند 89
    اردیبهشت 90 [2]
    خرداد 90 [3]
    تیر 90 [4]
    مرداد 90 [5]
    شهریور 90 [4]
    مهر 90 [3]
    آبان 90
    آذر 90
    دی 90 [2]

    اشتراک در خبر نامه

     


    پیوند دوستان
    وبلاگ دیگرم(شور شعر)
    لبگزه-استاد واحدی
    ترنم - بوی جوی مولیان
    خورشید خانوم-مجتبی لطفی
    برگباد- مهدیه سلیمانی
    لبخند نیشخند زهرخند-آرش بابایی
    سرّ سودا
    برگ بی برگی-نازنین جمشیدیان
    این انبوه سیب خورها...-حسن شیرعلی
    دیدار تو رویا نیست-سالم پور احمد
    کی اف
    کلاغ راست مغز-ابراهیم نریمان
    ققنوس
    شروعی دوباره-محمدحسام الدین مقدس زاده کرمانی
    نشانی
    کلبه ی دوستی
    شعر چهار پاره-سیما خشنو






    وضعیت من در یاهو
    یــــاهـو
    آمار